کی یرکه گور

بزرگان اندیشه/۴
گردآوری و برگردان: علی عبدالهی
چاپ سوم ۱۳۹۱
شابک: ۷-۰۰-۸۷۶۵-۹۶۴
۳۲ صفحه
قیمت: ۳۰۰۰ تومان


هر فیلسوف‌ معمولاً‌ آغازگاهی‌ دارد. مذهب‌ و طبیعت‌ یکی‌ از مهم‌ترین‌ نقاط‌ عزیمت‌ فیلسوفان‌است‌ «کی‌یرکه‌گور» یکی‌از فیلسوفان‌ مطرح‌ تاریخ‌ تفکراست‌ که‌ از کتاب‌ مقدس‌به‌فلسفه‌ نقب‌می‌زند و تاآخر عمر نیز آمد – شدش‌ از مذهب‌ به‌ فلسفه‌ ادامه‌ دارد. حتی‌ وقتی‌ که‌ عاشق‌ «رژین» می‌شود، باز هم‌ عشق‌ راچنان‌ در هاله‌ای‌ از دغدغه‌های‌ عرفانی‌ – مذهبی‌ می‌پیچاندکه‌ ناگهان، درخلال‌ آثارش‌ در انبوهی‌ مه‌، کاهنی‌ ردا بردوش‌ پدیدار می‌شود که‌ در جستجوی‌ایمان، پوزرهایش‌رابرسنگ‌هاوخاره افرسوده، باپا‌ها و دست‌هایی‌ خسته‌ تقلای‌ گذر ازمه‌ را دارد. تب‌ و تاب‌ عشق‌مجازی‌ و الهی‌ در آثارش‌ با ظرافتی‌ یگانه‌ بیان‌می‌شود.
«ترس‌ولرز» نام‌ اثراصلی‌ اوست‌ که‌ به‌ وضوح‌ دغدغه‌های‌ فکری‌ او رادر همین‌ دو واژه‌ی‌ کلیدی‌ نشان‌می‌دهد. خداوند، ایمان، هراس، مرگ‌ – آگاهی، عصیان، گناه، رضا، تردید و انکار از مفاهیم‌ عمده‌ی‌ فلسفه‌ی‌ این‌ فیلسوف‌ دانمارکی‌ست. گرچه‌ میانه‌ی‌ خوبی‌ با مسیحیت‌ کلیسایی‌ دورانش‌ ندارد، وآموزه‌هایش‌ در فرازهای‌ بسیاراز ایمان‌ مسیحی‌ به‌ خداوندفراترمی‌رود، اما همواره‌ او را فیلسوفی‌ اگزیستالیست‌ با گرایش‌ نیرومند به‌ مذهب‌ و دورنمایه‌های‌ مذهبی‌ می‌دانند. او در سال‌ ۱۸۱۳ در کپنهاک‌ به‌دنیاآمد و در ۱۸۵۵ درگذشت. «یا (این) یا (آن)» «مفهوم‌ ترس‌ آگاهی» «بیماری‌ به‌ سوی‌ مرگ» «بازجویی»، «پاره‌های‌فلسفی» از آثار دیگر این‌ فیلسوف‌ مذهبی‌ست‌ که‌بسیاری‌ او را ضدمذهب‌ نیز می‌دانند. فیلسوفی‌ که‌ از همه‌ی‌ سایه‌ها و نام‌ها می‌گریزد و به‌ هیچ‌ عنوان‌ ثابتی‌ خشنودنیست، چنان‌ که‌ حتی‌ تقریباً‌ همه‌ی‌ آثارش‌ رابانام‌ مستعار منتشر می‌کند. جستجوگری، بی‌قرار و سرگشتگی‌ فیلسوفی‌ که‌ حتی‌ درچنبره‌ی‌ یک‌ نام‌ واحد نیزنمی‌تواند بگنجد و همواره‌ ازنام‌ها و نشانی‌ها و مطلق‌ها می‌گریزد، به‌ راستی‌ حکایت‌ غریبی‌ دارد.
علی‌ عبداللهی