اپیکور

بزرگان اندیشه/۳
گردآوری و برگردان: علی عبدالهی
چاپ دوم ۱۳۸۶
شابک: ۸-۹۵۴۵۲-۹۶۴
۳۲ صفحه
قیمت: ۳۰۰۰ تومان


اپیکور یا ابیقور (با تلفظ‌ عربی) در سال‌ ۳۴۱ ق. م‌ در جزیره‌ ساموس‌ به‌ دنیاآمد. در شهر تئوس‌ نزد نوزیفانوس‌ شاگردی‌ کرد و حکمت‌ دمکریتس‌ را آموخت. اپیکورپس‌ از چند که‌ به‌ کارتعلیم‌ درمی‌تیلن‌ و لامپساک‌ اشتغال‌ ورزید، به‌ سال‌ ۳۰۶ به‌ آتن‌ آمد و مکتب‌ خود را که «مکتب/مدرسه‌ باغ» نام‌ داشت‌ بنیاد نهاد و سی‌وپنج‌ سال‌ بی‌ وفقه‌ درس‌ گفت‌ و به‌ سال‌ ۲۷۰ ق. م‌ در هفتاد و یک‌ سالگی‌ از جهان‌ رخت‌ بربست‌. اپیکور سیصد کتاب‌ و رساله‌ نوشته‌ که‌ تنها پاره‌ای‌ از آن‌ به‌ دست‌ مارسیده‌ است. سرچشمه‌ی‌ اصلی‌ آشنایی‌ با فلسفه‌ اپیکور سه‌ نامه‌ از اوست‌ در کتاب‌ دهم‌ دیوژن‌ لائرس‌ ، از می‌ان‌ نامه‌به‌ هرودت‌ (خلاصه‌ای‌ از فلسفه‌ حیات‌ این‌ فیلسوف) و دیگری‌ نام‌ به‌ منسه‌ (خلاصه‌ای‌ از فلسفه‌ اخلاق‌ او) اهمیت‌ اساسی‌ دارند. افزون‌ براین‌ در کتاب‌ دیژون‌ لائرس‌ گزین‌گویه‌های‌ مهم‌اپیکورکه‌ در می‌ان‌ پیروانش‌ جایگاهی‌ ویژه‌ دارد، به‌ جامانده‌است. نوشته‌های‌ اپیکور راپژوهشگری‌ به‌ نام‌ اوزنر گردآورد و به‌ سال‌ ۱۸۸۷منتشر کرد. شعربلند لوکرسیوس شاعر لاتینی‌ به‌ نام‌ «درباب‌ طبیعت» گزارش‌ پرشکوهی‌ است‌ از فلسفه‌ی‌ اپیکور. اپیکور فلسفه‌ را به‌ سه‌ بخش: قوانین، طبیعیات‌ و اخلاقیات‌ تقسیم‌می‌کرده‌است. فلسفه‌ اخلاق‌ اپیکور استوار برپایه‌های‌ حکمت‌ طبیعی‌ اوست. هدف‌ اصلی‌ اپیکور، آرامش‌ روح‌آدمی‌ و آزاد ساختن‌اش‌ از ترس‌هاونگرانی‌هاست. ازنظراین‌ فیلسوف‌ لذت‌ و خوشی، نیکی‌مطلق‌است. از این‌ رو شاید بتوان‌ او راآموزگار فیلسوفان‌ بعدی‌ پیرو این‌ مشرب‌ در غرب‌ و کسانی‌ چون‌ خیام‌ نیشابوری‌ و ابوالعلأ‌معری‌ در شرق‌ دانست.

علی‌ عبداللهی